اختصاصی/
صدای پول- کشتی را میشود با موشک زد، موتورخانهاش را از کار انداخت و دریانوردانش را در چند اتاق زندانی کرد؛ اما آیا میشود دانش و مهارتشان را هم به اسارت گرفت؟ ماجرای کشتی توسکا، روایت همین پرسش است؛ روایتی که در کنار رتبه هجدهم کشتیرانی ایران در میان شرکتهای کانتینری جهان، تصویری از توان تخصصی این صنعت به دست میدهد.
دریا جای تعارف نیست. آنجا نه عنوانهای پرطمطراق به کار میآیند، نه ادعاهای روی کاغذ کشتی را از طوفان عبور میدهند. وقتی موتور از کار میافتد، وقتی سامانه ناوبری آسیب میبیند و وقتی عقربهها از حرکت میایستند، آنچه باقی میماند، دانش آدمهایی است که باید کشتی را دوباره به حرکت درآورند.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری صدای پول، کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، از همین زاویه، یکی از مهارتمحورترین بنگاههای اقتصادی کشور است؛ مجموعهای که سرمایهاش فقط در شمار کشتیها و ظرفیت حمل کانتینر خلاصه نمیشود. بخش مهمی از این سرمایه، در دستهای دریانوردانی است که باید در میانه دریا، جایی که خبری از کارگاه و پشتیبانی معمول نیست، گره از کار یک شناور باز کنند.
محمدرضا مدرس خیابانی مدیرعامل گروه کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، در جمع اعضای تیم ملی مهارت کشور که قرار است در روزهای آینده برای شرکت در مسابقات بینالمللی به چین اعزام شوند، بر همین نکته دست گذاشت و گفت ورود به حرفه دریانوردی، به مهارتهای فردی، اجتماعی و تخصصی بسیار بالایی نیاز دارد.
اما برای فهمیدن معنای این حرف، شاید هیچ کلاسی به اندازه ماجرای کشتی توسکا گویا نباشد.
توسکا؛ وقتی آزمون از کلاس درس به دریا منتقل شد
فروردینماه امسال، کشتی کانتینربر توسکا، متعلق به ناوگان کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران، هدف حمله ناو نظامی آمریکا قرار گرفت.
به گفته مدیرعامل کشتیرانی، ۲۵ دریانورد ایرانی و سه نفر از اعضای خانواده آنان، شامل دو همسر و یک فرزند، در جریان این حادثه گرفتار شدند. دریانوردان نیز بالغ بر دو هفته در اسارت بودند.
مدرس خیابانی این اقدام را حملهای ناجوانمردانه توصیف کرد که علاوه بر آسیبهای روحی به دریانوردان و خسارت مالی به کشتی، صحنهای از ایستادگی و استقامت آنان را پیش چشم جهان گذاشت.
او از ۲۰۰ نظامی آمریکایی سخن گفت که به گفته وی، با تجهیزات کامل در برابر ۲۵ دریانورد و اعضای خانواده همراه آنان قرار گرفته بودند؛ تقابلی نابرابر از حیث شمار نیروها و تجهیزات، اما ماجرا به همینجا ختم نشد.
کشتی آسیب دیده بود. موتورخانه هدف حمله راکتی و موشکی قرار گرفته و سامانه ناوبری آن صدمه دیده بود. نیروهای آمریکایی، به روایت مدیرعامل کشتیرانی، تعداد زیادی از نیروهای فنی و تکنیسینهای خود را برای راهاندازی موتور به کشتی آوردند و ساعتها تلاش کردند؛ اما کار پیش نرفت.
اینجا بود که ماجرا از شمار نیروها و تجهیزات فاصله گرفت و به میدان دیگری رسید؛ میدان دانش و مهارت.
سرانجام، به گفته مدرس خیابانی، این دریانوردان ایرانی و مهندسان متخصص گروه کشتیرانی بودند که در مدتزمانی بسیار کوتاه، کشتی را دوباره راهاندازی کردند. روایتی که مدیرعامل کشتیرانی وعده داده است جزئیات آن منتشر شود.
در این ماجرا، مهارت فقط دانستن کار با دستگاهها نبود. پای تجربه، تسلط بر شرایط دشوار و توانایی پیدا کردن راه در وضعیتی در میان بود که کشتی از کار افتاده و سامانههای آن آسیب دیده بود. همانجاست که معلوم میشود آموزش حرفهای، اگر به مهارت واقعی تبدیل شده باشد، چه ارزشی دارد.
مدرس خیابانی با اشاره به همین تجربه، دریانوردان ناوگان ملی را برخوردار از مهارتهای سختافزاری و نرمافزاری و نیز شجاعت و ایستادگی دانست؛ مهارتهایی که در موسسه آموزشی کشتیرانی و دیگر دانشکدههای دریانوردی آموخته میشوند، اما محک نهاییشان را باید در میدان عمل جستوجو کرد.
او همچنین کشتی را قطعهای از خاک وطن دانست؛ تعبیری که در آن، شناور دیگر فقط وسیلهای برای جابهجایی کالا نیست. کشتی، بخشی از توان اقتصادی کشور است و حفاظت از آن، به معنای حفاظت از بخشی از این توان.
از مهارت در دریا تا میدان رقابت جهانی
حرف مدرس خیابانی البته تنها به دریانوردان و ماجرای توسکا محدود نماند. او این سخنان را در جمع اعضای تیم ملی مهارت کشور بیان کرد؛ جوانانی که قرار است در روزهای آینده راهی چین شوند تا در رقابتهای بینالمللی مهارت حضور پیدا کنند.
پیام او به این گروه روشن بود: با قدرت و شجاعت وارد میدان شوید، به تواناییهای خود تکیه کنید و پرچم پرافتخار جمهوری اسلامی ایران را در این رقابتها به اهتزاز درآورید.
میان این دو میدان، فاصلهای نیست که در نگاه اول به چشم میآید. در یکی، دریانورد باید در شرایط دشوار از دانش خود استفاده کند؛ در دیگری، مهارتآموز باید تواناییاش را در برابر رقیبانی از کشورهای دیگر به نمایش بگذارد. هر دو میدان، پیش از هر چیز، به نیروی انسانی ماهر نیاز دارند.
صنعتی که با تجهیزات پیچیده، فناوریهای پیشرفته و شرایط متغیر دریا سروکار دارد، نمیتواند تنها به داشتن شناور بسنده کند. کشتی باید باشد، اما کسی هم باید باشد که آن را هدایت کند، از سامانههایش سر دربیاورد و هنگام بروز مشکل، راه بازگشت به عملیات را پیدا کند.
رتبه هجدهم جهان؛ کشتیرانی ایران در جدول بزرگان
حالا از عرشه توسکا فاصله بگیریم و به جدول شرکتهای کانتینری جهان نگاه کنیم؛ جدولی که در آن، ظرفیت ناوگانها با واحد TEU، معادل ظرفیت یک کانتینر بیستفوتی، سنجیده میشود.
بر اساس تازهترین رتبهبندی شرکتهای برتر کانتینری جهان در اوت ۲۰۲۶، شرکت سوئیسی مدیترانهای کشتیرانی، معروف به MSC، با ظرفیت ۷ میلیون و ۳۸۹ هزار و ۲۸۰ TEU در جایگاه نخست جهان قرار گرفته است. این شرکت در اواخر اردیبهشت امسال، ظرفیتی معادل ۷ میلیون و ۳۱۹ هزار و ۵۰۰ TEU داشت.
شرکت دانمارکی مرسک با ظرفیت ۴ میلیون و ۷۴۱ هزار و ۷۱۵ TEU در رتبه دوم ایستاده و شرکت فرانسوی CMA CGM نیز با ظرفیت اعلامشده ۴ میلیون و ۳۲۸۹ هزار و ۳۲۵ TEU، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است.
در همین رتبهبندی، کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران با ظرفیت ۱۴۰ هزار و ۱۸۴ TEU در رده هجدهم شرکتهای برتر کانتینری جهان قرار دارد.
رتبه هجدهم، بهخودیخود، همه واقعیت یک صنعت را توضیح نمیدهد. اما قرارگرفتن کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران در میان شرکتهای برتر کانتینری جهان، جایگاه این مجموعه را در عرصه حملونقل کانتینری بینالمللی نشان میدهد.
سرمایهای که در جدولها دیده نمیشود
در صنعت کشتیرانی، آنچه در جدولها میآید، ظرفیت است؛ شمار کانتینرهایی که ناوگان توان حمل آنها را دارد. اما آنچه در این اعداد دیده نمیشود، نیروی انسانی و دانشی است که باید این ظرفیت را به کار بیندازد.
یک سوی ماجرا، جایگاه هجدهم در میان شرکتهای کانتینری جهان است؛ سوی دیگر، دریانوردانی که به گفته مدیرعامل کشتیرانی، در شرایطی دشوار توانستند کشتی آسیبدیده را دوباره راهاندازی کنند. این دو را نباید یکی گرفت، اما نمیتوان ارتباطشان را هم نادیده گرفت. ظرفیت ناوگان بدون نیروی متخصص، عددی روی کاغذ است و مهارت نیروی انسانی بدون امکانات و زیرساخت، مجال کافی برای اثرگذاری ندارد.
توسعه صنعت کشتیرانی به هر دو نیاز دارد: ناوگانی توانمند و انسانهایی که بتوانند از توان این ناوگان استفاده کنند؛ آموزشهایی که به مهارت واقعی برسند و مهارتهایی که در میدان عمل محک بخورند.
ماجرای توسکا، در روایت مدیرعامل کشتیرانی، نمونهای از همین پیوند است؛ پیوند میان تخصص و تجربه، دانش و جسارت، آموزش و عمل.
دریا البته با شعار پیش نمیرود. کشتی را باید راه انداخت، کالا را باید رساند و ناوگان را باید در عرصه رقابت جهانی سرپا نگه داشت. در این میدان، نه رتبه جهانی بهتنهایی کفایت میکند و نه روایت یک ایستادگی، جای توسعه مستمر را میگیرد.
آنچه اهمیت دارد، توان تبدیل دانش به عمل است؛ همان چیزی که در روزهای عادی، چرخ صنعت را میچرخاند و در روزهای دشوار، میتواند سرنوشت یک کشتی را تغییر دهد.
نسیبه نجفی

















