|
سرخط اخبار:

.

.

۱۴۰۵-۰۶-۳۰

صدای پول گزارش می دهد؛

از کارخانه تا اقتصاد محلی / فولاد سنگان به دنبال ساختن زنجیره اشتغال در سنگان

IMG_4857

اختصاصی/

صدای پول_ یک بنگاه بزرگ اقتصادی را نمی‌توان فقط با میزان تولید، سرمایه‌گذاری یا تعداد نیرویی که استخدام کرده سنجید. گاهی مهم‌تر از آنچه یک مجموعه در حصار کارخانه تولید می‌کند، اتفاقی است که بیرون از دیوارهای آن رخ می‌دهد؛ اینکه آیا حضور یک واحد بزرگ اقتصادی توانسته زنجیره‌ای از کسب‌وکارها را در منطقه شکل دهد یا نه، آیا جوانان همان منطقه سهمی از فرصت‌های اقتصادی پیدا کرده‌اند و آیا پس از پایان یک دوره فعالیت، چیزی بیشتر از یک زیرساخت فرسوده یا یک گودال معدنی باقی خواهد ماند؟

این پرسش، به‌ویژه در مناطق معدنی، اهمیت بیشتری دارد؛ مناطقی که سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در آنها می‌تواند موتور محرک اقتصاد باشد، اما در صورت نبود پیوند با اقتصاد محلی، الزاماً به توسعه پایدار منجر نمی‌شود.

 به گزارش خبرنگار پایگاه خبری صدای پول ، علی رسولیان، مدیرعامل فولاد سنگان، نیز از همین زاویه بر ضرورت توجه بنگاه‌های بزرگ به محیط پیرامونی تاکید کرده است. از نگاه وی، پایداری فعالیت یک بنگاه بزرگ اقتصادی تنها به عملکرد درون مجموعه وابسته نیست و زمانی می‌تواند دوام بیشتری داشته باشد که منافع اقتصادی آن به جامعه پیرامون نیز منتقل شود و زمینه اشتغال پایدار و عزتمند مردم منطقه را فراهم کند.

از استخدام تا کارآفرینی؛ یک تغییر مهم در نگاه به اشتغال

در نگاه سنتی، وقتی درباره نقش یک کارخانه یا معدن در اشتغال منطقه صحبت می‌شود، معمولا نخستین شاخص، تعداد نیروهای استخدام‌شده است؛ اما مسئله توسعه منطقه‌ای فراتر از این عدد است.

رسولیان بر همین تفاوت تاکید دارد و معتقد است اشتغال نباید به استخدام مستقیم افراد در یک بنگاه بزرگ محدود شود. اگر یک مجموعه اقتصادی بتواند زمینه‌ای ایجاد کند که مردم منطقه خودشان صاحب کسب‌وکار شوند، خدمات ارائه کنند، در زنجیره تامین قرار بگیرند و از فعالیت اقتصادی خود درآمد پایدار به دست آورند، اثر اشتغال‌زایی آن مجموعه از ظرفیت استخدام مستقیم بسیار فراتر خواهد رفت.

این رویکرد از منظر اقتصادی نیز قابل توجه است. بنگاه بزرگ، معمولا برای ادامه فعالیت خود به مجموعه گسترده‌ای از کالاها و خدمات نیاز دارد؛ از تعمیرات و نگهداری گرفته تا حمل‌ونقل، تامین قطعات، خدمات فنی، پشتیبانی و ده‌ها فعالیت دیگر. اگر بخشی از این نیازها توسط کسب‌وکارهای همان منطقه تامین شود، سرمایه‌ای که برای فعالیت بنگاه هزینه می‌شود، چند بار در اقتصاد محلی گردش می‌کند و اثر آن محدود به حقوق کارکنان مستقیم نخواهد بود.

به بیان دیگر، مسئله فقط این نیست که «چند نفر در کارخانه کار می‌کنند»؛ مسئله این است که چند کسب‌وکار در اطراف کارخانه می‌توانند از فعالیت آن جان بگیرند.

تجربه معدن؛ توسعه‌ای که نباید با پایان استخراج تمام شود

یکی از مهم‌ترین نکاتی که در این بحث مطرح می‌شود، مسئله آینده مناطق معدنی است. عمر یک معدن، برخلاف بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، نامحدود نیست. استخراج روزی به پایان می‌رسد و اگر اقتصاد منطقه در تمام این سال‌ها فقط به حضور معدن وابسته مانده باشد، پایان فعالیت معدن می‌تواند به معنای پایان بخش مهمی از اقتصاد محلی نیز باشد.

رسولیان با اشاره به تجربه برخی مناطق معدنی، نسبت به همین وضعیت هشدار داده است؛ مناطقی که فعالیت معدنی در آنها انجام شده، اما پس از پایان عمر معدن، میراث اقتصادی ماندگاری برای نسل‌های بعد باقی نمانده است.

این نگاه، مفهوم مسئولیت بنگاه را از اقدامات مقطعی اجتماعی فراتر می‌برد. کمک‌های اجتماعی یا اجرای برخی پروژه‌های عمرانی می‌تواند بخشی از نیازهای منطقه را پاسخ دهد، اما توسعه پایدار زمانی شکل می‌گیرد که خود اقتصاد محلی قدرت ادامه مسیر را پیدا کند.

در چنین مدلی، بنگاه بزرگ باید فقط به امروز منطقه فکر نکند؛ بلکه از همان زمان سرمایه‌گذاری، به این پرسش نیز پاسخ دهد که اقتصاد منطقه پس از سال‌ها فعالیت چگونه می‌تواند روی پای خود بایستد؟

SPX؛ حلقه مفقوده میان بنگاه بزرگ و کسب‌وکارهای محلی

یکی از راهکارهایی که برای نزدیک کردن بنگاه‌های بزرگ و کسب‌وکارهای کوچک مطرح شده، مدل پیمانکاری فرعی یا SPX است؛ مدلی که تلاش می‌کند میان نیازهای بنگاه‌های بزرگ و ظرفیت بنگاه‌های کوچک و متوسط ارتباط ایجاد کند.

منطق این مدل ساده است: شرکت بزرگ نیازهای خود در حوزه کالا و خدمات را شناسایی می‌کند و در سوی دیگر، ظرفیت‌های بنگاه‌های کوچک منطقه نیز مورد شناسایی قرار می‌گیرد. سپس میان این دو، ارتباطی شکل می‌گیرد که می‌تواند به قرارداد، تامین کالا یا ارائه خدمات منجر شود.

اهمیت این سازوکار در آن است که بنگاه‌های کوچک برای ورود به زنجیره تامین یک شرکت بزرگ، دیگر صرفا با یک بازار نامعلوم مواجه نیستند؛ بلکه می‌توانند نیاز واقعی یک مشتری بزرگ را بشناسند و ظرفیت خود را برای پاسخ به همان نیاز توسعه دهند.

از سوی دیگر، شرکت بزرگ نیز به جای آنکه تمام نیازهای خود را از خارج منطقه تامین کند، بخشی از زنجیره تامین خود را در محیط پیرامونی شکل می‌دهد.

در واقع SPX می‌تواند همان حلقه‌ای باشد که میان «سرمایه‌گذاری بزرگ» و «اقتصاد محلی» اتصال ایجاد می‌کند.

آغاز یک تجربه در سنگان خواف

فولاد سنگان نیز در همین مسیر، همکاری با سازمان صنایع کوچک و شهرک‌های صنعتی را آغاز کرده است. بر اساس اعلام مدیرعامل این شرکت، در چارچوب تفاهم‌نامه منعقدشده، تاکنون ۳۷ کسب‌وکار مرتبط شناسایی شده و برای تامین مالی آنها نیز اقداماتی انجام گرفته است.

این عدد، در نگاه نخست ممکن است صرفا یک آمار اجرایی به نظر برسد؛ اما اهمیت آن زمانی روشن می‌شود که آن را در قالب یک زنجیره اقتصادی ببینیم. هر کسب‌وکاری که بتواند بخشی از نیاز یک مجموعه بزرگ را تامین کند، علاوه بر اشتغال مستقیم، می‌تواند برای نیروی انسانی، تامین‌کنندگان و کسب‌وکارهای مکمل نیز تقاضا ایجاد کند.

اگر این مسیر به مرحله عملیاتی برسد و قراردادهای واقعی میان بنگاه بزرگ و کسب‌وکارهای منطقه شکل بگیرد، نتیجه آن می‌تواند فراتر از ایجاد چند فرصت شغلی باشد؛ چراکه هدف، شکل‌گیری یک شبکه اقتصادی در پیرامون صنعت است.

معیار توسعه فقط آن چیزی نیست که داخل کارخانه ساخته می‌شود

تجربه فولاد سنگان یک مسئله بزرگ‌تر را نیز پیش روی سیاست‌گذاران و مدیران بنگاه‌های بزرگ قرار می‌دهد: توسعه منطقه‌ای را نمی‌توان صرفا با حجم سرمایه‌گذاری یا میزان تولید یک کارخانه اندازه‌گیری کرد.

یک سرمایه‌گذاری بزرگ زمانی می‌تواند اثر عمیق‌تری بر منطقه بگذارد که میان آن و اقتصاد محلی پیوند برقرار شود؛ نیروی انسانی منطقه مهارت پیدا کند، کسب‌وکارهای کوچک وارد زنجیره تامین شوند، کارآفرینی محلی رشد کند و بخشی از ارزش ایجادشده در همان منطقه باقی بماند.

در چنین شرایطی، کارخانه فقط یک واحد تولیدی نیست؛ بلکه به یک هسته اقتصادی تبدیل می‌شود که می‌تواند ده‌ها و حتی صدها فعالیت دیگر را در اطراف خود شکل دهد.

برای منطقه‌ای مانند سنگان خواف، که توسعه معدنی و صنعتی بخش مهمی از آینده اقتصادی آن را رقم می‌زند، این نگاه اهمیتی دوچندان دارد. زیرا مسئله نهایی فقط امروز و میزان تولید امروز نیست؛ مسئله این است که این فعالیت اقتصادی چه میراثی برای فردای منطقه باقی می‌گذارد.

اگر قرار باشد معدن و صنعت، موتور توسعه باشند، خروجی آنها نباید فقط محصولی باشد که از منطقه خارج می‌شود؛ بخشی از ارزش افزوده نیز باید در خود منطقه به کسب‌وکار، مهارت، اشتغال و سرمایه اقتصادی تبدیل شود.

این همان نقطه‌ای است که مرز میان «فعالیت اقتصادی» و «توسعه» آشکار می‌شود؛ اولی ممکن است با پایان پروژه تمام شود، اما دومی باید بتواند پس از آن نیز ادامه پیدا کند.

گزارشگر ؛ نسیبه نجفی

برچسب‌ها

بانک ملی
اقتصاد نوین
موسسه ملل
بانک سینا
توسعه صاردات
بیمه پارسیان
بانک صاردات
بانک توسعه تعاون
بانک ملل
بانک سینا

اخبار مرتبط