به گزارش صدای پول، در شرایطی که نوسانات اقتصادی، افزایش هزینههای تولید و پیچیدگی زنجیره تأمین به یکی از دغدغههای اصلی کسبوکارها تبدیل شده، موضوع «محاسبه بهای تمامشده» به یکی از محورهای مهم مدیریت مالی در شرکتها بدل شده است. با این حال، به گفته فعالان اقتصادی، بسیاری از بنگاهها هنوز در این حوزه با ضعفهای جدی مواجه هستند.
در همین رابطه، صدای پول گفتوگویی با نینا میردریکوند، کارآفرین و مدیرعامل گروه دارویی نیک اختر آریا انجام داده است تا ابعاد این چالش و اثرات آن بر تصمیمگیریهای مدیریتی بررسی شود.
به نظر شما مهمترین چالش فعلی کسبوکارها در حوزه مالی چیست؟
اگر بخواهم مهمترین مسئله را در شرایط فعلی اقتصاد کشور نام ببرم، بدون تردید «دقت در محاسبه بهای تمامشده» است. بسیاری از شرکتها هنوز تصویر دقیقی از ساختار واقعی هزینههای خود ندارند. این مسئله فقط یک موضوع حسابداری ساده نیست، بلکه مستقیماً بر تصمیمگیریهای استراتژیک، قیمتگذاری، سودآوری و حتی بقا تأثیر میگذارد.
در شرایطی که هزینههای تولید بهطور مداوم در حال تغییر است، نداشتن یک مدل دقیق محاسبه هزینه باعث میشود مدیران بر اساس دادههای ناقص تصمیم بگیرند و این موضوع در بلندمدت آسیبزا خواهد بود.
این مشکل بیشتر در چه بخشهایی دیده میشود؟
این مسئله محدود به صنعت خاصی نیست. در صنایع تولیدی، دارویی، خدماتی و حتی برخی کسبوکارهای نوپا، ضعف در نظام بهای تمامشده بهوضوح دیده میشود.
در بسیاری از موارد، هزینههای غیرمستقیم یا سربار بهدرستی شناسایی و توزیع نمیشوند. همچنین، برخی شرکتها هنوز از روشهای سنتی برای محاسبه هزینه استفاده میکنند که پاسخگوی پیچیدگیهای امروز نیست.
چه عواملی باعث شده این مشکل در کسبوکارها تداوم پیدا کند؟
به نظر من چند عامل اصلی وجود دارد. اول، ضعف در سیستمهای حسابداری مدیریتی است. بسیاری از شرکتها حسابداری مالی دارند، اما حسابداری مدیریتی به معنای واقعی در ساختارشان شکل نگرفته است.
دوم، نبود دادههای یکپارچه و دقیق است. وقتی دادههای هزینهای بهصورت پراکنده و غیرسیستمی ثبت میشوند، طبیعتاً خروجی تحلیل نیز قابل اتکا نخواهد بود.
سوم، کمبود ابزارهای تحلیلی و نرمافزارهای مناسب است. هنوز در برخی کسبوکارها فرآیندهای مهم بهصورت دستی یا نیمهسیستمی انجام میشود که احتمال خطا را افزایش میدهد.
پیامدهای این ضعف در محاسبه بهای تمامشده چیست؟
اولین و مهمترین پیامد، خطای تصمیمگیری در قیمتگذاری است. وقتی بهای تمامشده بهدرستی محاسبه نشود، یا قیمت محصول بیش از حد پایین تعیین میشود که به زیان شرکت است، یا بیش از حد بالا که منجر به از دست رفتن بازار میشود.
دومین پیامد، کاهش شفافیت مالی است. در چنین شرایطی، مدیران نمیتوانند تصویر دقیقی از سود واقعی شرکت داشته باشند.
در نهایت، این موضوع میتواند بر برنامهریزیهای توسعهای نیز اثر منفی بگذارد، زیرا سرمایهگذاریها بر اساس دادههای غیرواقعی انجام میشود.
در صنعت دارو این موضوع چه اهمیتی دارد؟
در صنعت دارو موضوع حساستر است، چون با سلامت مردم در ارتباط مستقیم است. کوچکترین خطا در محاسبه هزینه میتواند روی قیمت نهایی و در نتیجه دسترسی بیماران به دارو اثر بگذارد.
از طرف دیگر، این صنعت بهشدت وابسته به مواد اولیه وارداتی، نوسانات ارزی و مقررات سختگیرانه است. بنابراین اگر بهای تمامشده بهدرستی مدیریت نشود، زنجیره تأمین دچار فشار مضاعف خواهد شد.
راهحل شما برای بهبود این وضعیت چیست؟
به نظر من چند اقدام همزمان لازم است. اول، حرکت به سمت سیستمهای یکپارچه مالی و ERP که بتوانند دادههای واقعی و لحظهای ارائه دهند.
دوم، آموزش مدیران مالی و عملیاتی در حوزه حسابداری مدیریتی و تحلیل هزینه.
سوم، استانداردسازی روشهای محاسبه بهای تمامشده در صنایع مختلف.
در نهایت، استفاده از فناوریهای دادهمحور میتواند نقش بسیار مهمی در کاهش خطاها داشته باشد.
آیا این مشکل در شرکتهای بزرگ کمتر دیده میشود؟
بهطور نسبی بله، اما به این معنا نیست که شرکتهای بزرگ کاملاً مصون هستند. حتی در شرکتهای بزرگ نیز اگر ساختار داده و سیستمهای تحلیلی بهروز نباشد، همین مشکل در سطحی پیچیدهتر تکرار میشود.
در واقع تفاوت اصلی در این است که شرکتهای بزرگ ابزار بیشتری برای اصلاح دارند، اما همچنان چالش وجود دارد.
نقش دولت یا سیاستگذار در این موضوع چیست؟
سیاستگذار میتواند با ایجاد استانداردهای شفاف گزارشدهی مالی و حمایت از دیجیتالی شدن فرآیندهای مالی، نقش مهمی ایفا کند.
همچنین ثبات نسبی در سیاستهای اقتصادی میتواند به شرکتها کمک کند تا بتوانند مدل
های دقیقتری برای محاسبه هزینه طراحی کنند.
آینده این مسئله را چگونه ارزیابی میکنید؟
اگر شرکتها به سمت سیستمهای دادهمحور حرکت نکنند، این مشکل در سالهای آینده پیچیدهتر خواهد شد.
اما اگر تحول دیجیتال در حوزه مالی جدی گرفته شود، میتوان انتظار داشت که شفافیت هزینهها افزایش پیدا کند و تصمیمگیریها دقیقتر شود.
جمعبندی
به گفته دکتر نینا میردریکوند، چالش محاسبه بهای تمامشده یکی از مسائل بنیادین بسیاری از کسبوکارهاست که اثر مستقیم بر قیمتگذاری، سودآوری و پایداری شرکتها دارد. او معتقد است حرکت به سمت سیستمهای یکپارچه مالی و استفاده از ابزارهای نوین تحلیل داده، یکی از ضروریترین اقدامات برای بهبود شرایط فعلی است.
به گزارش صدای پول، این موضوع در شرایطی مطرح میشود که فشار هزینهای بر بنگاههای اقتصادی در حال افزایش است و مدیریت دقیق هزینهها به یکی از مهمترین عوامل بقا در فضای رقابتی تبدیل شده است.

















