|
سرخط اخبار:

.

.

۱۴۰۵-۰۸-۰۴

فرصت راهبردی ایران در آستانه انتخابات آمریکا و اسرائیل

IMG_5804

دکتر سعید شهرابی فراهانی، تحلیل‌گر مسائل راهبردی، امنیتی، روابط بین‌الملل و حوزه امنیت ملی در یادداشتی نوشت: شتاب‌گرفتن تحرکات دیپلماتیک پیرامون ایران را نمی‌توان صرفاً نشانه‌ای از تمایل طرف‌های مقابل به مذاکره دانست. این تحولات در شرایطی رخ می‌دهد که هزینه‌های تقابل نظامی، نگرانی از گسترش جنگ، فشارهای اقتصادی و ملاحظات سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل، محاسبات بازیگران را پیچیده‌تر کرده است. سفر سرگئی لاوروف به تهران، تحرکات دیپلماتیک پاکستان و افزایش تلاش‌ها برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن، می‌تواند نشانه‌ای از تلاش برای یافتن راهی جهت مدیریت بحران باشد. بااین‌حال، نباید میان افزایش رفت‌وآمدهای دیپلماتیک و دستیابی به توافقی واقعی تفاوت قائل نشد؛ زیرا مسیر مذاکرات همچنان با اختلاف‌های جدی و بی‌اعتمادی متقابل روبه‌روست. مسئله اصلی برای ایران آن است که چگونه از ظرفیت‌های ژئوپلیتیکی، دفاعی و دیپلماتیک خود برای کاهش احتمال جنگ، افزایش قدرت چانه‌زنی و جلوگیری از تحمیل توافقی ناعادلانه استفاده کند.
۱. انتخابات آمریکا و اسرائیل؛ فرصت دیپلماسی یا زمینه تشدید تنش؟
نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و انتخابات اسرائیل، متغیری مهم در محاسبات سیاسی و امنیتی دو طرف است. در آمریکا، دولت ترامپ با این پرسش روبه‌روست که آیا ادامه تقابل با ایران می‌تواند دستاوردی سیاسی و راهبردی به همراه داشته باشد یا هزینه‌های اقتصادی و نظامی آن به عاملی منفی در فضای انتخاباتی تبدیل خواهد شد. افزایش قیمت انرژی، نااطمینانی اقتصادی، هزینه‌های نظامی و احتمال گسترش درگیری در منطقه می‌تواند فشارهای داخلی بر واشنگتن را افزایش دهد. از این منظر، دستیابی به توافقی که بتوان آن را موفقیت دیپلماتیک معرفی کرد، برای دولت آمریکا جذابیت خواهد داشت. اما این احتمال نیز وجود دارد که واشنگتن برای دستیابی سریع‌تر به امتیازهای موردنظر خود، به فشار اقتصادی، تهدید نظامی یا اقدامات محدود روی آورد. بنابراین، فشار انتخاباتی لزوماً به معنای عقب‌نشینی آمریکا نیست.
در اسرائیل نیز محاسبات پیچیده‌تر است. از یک سو، نمایش قدرت نظامی ممکن است برای برخی جریان‌های سیاسی ابزاری انتخاباتی تلقی شود؛ از سوی دیگر، ورود به جنگی فرسایشی، افزایش آسیب‌پذیری جبهه داخلی و گسترش درگیری می‌تواند پیامدهای سیاسی و امنیتی سنگینی داشته باشد. نتیجه راهبردی آن است که انتخابات هم می‌تواند پنجره‌ای برای توافق بگشاید و هم خطر تصمیم‌های شتاب‌زده را افزایش دهد. تهران باید هر دو احتمال را هم‌زمان در محاسبات خود لحاظ کند.
۲. نقاط قوت ایران؛ اهرم‌هایی فراتر از قدرت نظامی
قدرت راهبردی ایران را نمی‌توان صرفاً با مقایسه تجهیزات نظامی یا ظرفیت‌های تسلیحاتی سنجید. موقعیت جغرافیایی، توان دفاعی، تجربه مواجهه با فشارهای خارجی و امکان برقراری ارتباط با بازیگران مختلف، مجموعه‌ای از اهرم‌ها را در اختیار تهران قرار می‌دهد.
نخست؛ موقعیت ژئوپلیتیکی و اهمیت تنگه هرمز. تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است و هرگونه بی‌ثباتی پایدار در آن می‌تواند بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل و امنیت اقتصادی بسیاری از کشورها اثر بگذارد. این واقعیت به ایران ظرفیت اثرگذاری قابل‌توجهی در معادلات منطقه‌ای می‌دهد؛ ظرفیتی که استفاده هوشمندانه از آن مستلزم محاسبه دقیق هزینه‌ها و پیامدهاست.
دوم؛ توان دفاعی و بازدارندگی. برخورداری از ظرفیت‌های موشکی، پهپادی و دفاعی می‌تواند محاسبات هر مهاجم احتمالی را پیچیده کند و مانع شکل‌گیری تصور یک عملیات کم‌هزینه شود. هدف بازدارندگی مؤثر، جلوگیری از وقوع جنگ است، نه صرفاً افزایش توان ورود به آن.
سوم؛ تنوع روابط خارجی. ارتباط با روسیه، چین، پاکستان و کشورهای منطقه می‌تواند فرصت‌های دیپلماتیک ایران را افزایش دهد. بااین‌حال، هیچ‌یک از این کشورها الزاماً منافع خود را به‌طور کامل با منافع تهران یکسان نمی‌بیند. ازاین‌رو، دیپلماسی چندجانبه باید بر منافع مشخص، تعهدات روشن و نتایج قابل‌اندازه‌گیری استوار باشد.
چهارم؛ ظرفیت مقاومت اقتصادی و سیاسی. توان عبور از فشارهای خارجی، حفظ انسجام تصمیم‌گیری و کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی، بخش مهمی از قدرت ملی است. هرچه هزینه‌های داخلی بحران کمتر و تاب‌آوری کشور بیشتر باشد، قدرت مانور دیپلماتیک نیز افزایش می‌یابد.
در مجموع، مزیت راهبردی ایران زمانی به نتیجه مطلوب می‌رسد که توان دفاعی، موقعیت ژئوپلیتیکی و دیپلماسی در خدمت یک هدف مشترک قرار گیرند: جلوگیری از جنگ و تأمین منافع ملی.
۳. نگرانی از حمله پیش‌دستانه ایران؛ عامل بازدارندگی یا خطر سوءمحاسبه؟
یکی از متغیرهای مهم در معادله امنیتی منطقه، نگرانی متقابل از اقدام نظامی طرف مقابل است. ممکن است ایران از احتمال حمله مجدد آمریکا و اسرائیل نگران باشد و در مقابل، طرف‌های مقابل نیز درباره پیامدهای یک پاسخ گسترده ایران محاسبه کنند. چنین وضعیتی می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند؛ زیرا تصمیم‌گیران می‌دانند آغاز درگیری لزوماً به نتیجه‌ای سریع و قابل‌کنترل منتهی نخواهد شد. بااین‌حال، همین نگرانی متقابل ممکن است خطر سوءمحاسبه را نیز افزایش دهد؛ به‌ویژه اگر تحرکات دفاعی، تهدیدهای رسانه‌ای یا اقدامات محدود به‌اشتباه مقدمه حمله‌ای گسترده تلقی شوند. باید میان نگرانی از احتمال حمله پیش‌دستانه و وجود تصمیم قطعی برای چنین حمله‌ای تفاوت گذاشت. بدون شواهد معتبر، نمی‌توان نتیجه گرفت که حمله‌ای قریب‌الوقوع است یا نگرانی از اقدام ایران، عامل اصلی تصمیم‌های نظامی طرف مقابل محسوب می‌شود. راهبرد مطلوب برای تهران، حفظ آمادگی دفاعی، روشن‌بودن خطوط قرمز و جلوگیری از ایجاد برداشت‌های اشتباه است. بازدارندگی زمانی موفق است که طرف مقابل را از آغاز جنگ منصرف کند؛ نه آنکه دو طرف را ناخواسته به نقطه‌ای برساند که جنگ تنها گزینه باقی‌مانده به نظر برسد.
۴. نقش روسیه و پاکستان؛ میانجی‌گری در خدمت کدام هدف؟
ورود فعال‌تر روسیه به تحولات دیپلماتیک می‌تواند فرصتی برای بررسی راه‌حل‌های سیاسی در پرونده هسته‌ای و ترتیبات امنیتی خلیج فارس ایجاد کند. پیشنهادهایی درباره هماهنگی طرح‌های امنیتی ایران، روسیه و چین نیز از منظر ایجاد سازوکارهای منطقه‌ای قابل بررسی است؛ هرچند تحقق چنین چارچوبی به تفاوت منافع کشورها و میزان اعتماد متقابل بستگی دارد. از سوی دیگر، پاکستان به دلیل ارتباط با تهران و واشنگتن می‌تواند نقش انتقال پیام و تسهیل گفت‌وگو را ایفا کند. بااین‌حال، جزئیات مأموریت‌های دیپلماتیک و محتوای پیام‌های احتمالی باید با احتیاط ارزیابی شود و نباید گمانه‌زنی را به‌جای واقعیت قطعی نشاند. برای ایران، معیار موفقیت این تحرکات نه تعداد دیدارها و سفرها، بلکه میزان تأثیر آنها بر کاهش خطر جنگ، کاهش فشارها و شکل‌گیری تعهدات متقابل است.
۵. سه سناریوی محتمل پیش‌رو
سناریوی نخست؛ توافق محدود و مدیریت تنش: طرفین به تفاهمی مرحله‌ای درباره کاهش تنش، ادامه مذاکرات و برخی ترتیبات امنیتی دست پیدا می‌کنند. این مسیر می‌تواند فرصت تنفس اقتصادی و سیاسی ایجاد کند، اما اختلاف‌های بنیادین را لزوماً از بین نمی‌برد.
سناریوی دوم؛ تداوم بن‌بست و فشار متقابل: مذاکرات ادامه می‌یابد، ولی اختلاف بر سر پرونده هسته‌ای، تحریم‌ها و امنیت منطقه مانع توافق می‌شود. در این وضعیت، تهدیدها و اقدامات محدود می‌تواند افزایش یابد و خطر فرسایش اقتصادی و محاسبات اشتباه بیشتر شود.
سناریوی سوم؛ ازسرگیری درگیری نظامی: شکست دیپلماسی، یک حادثه نظامی یا برداشت نادرست از نیت طرف مقابل می‌تواند زمینه تشدید درگیری را فراهم کند. در چنین شرایطی، حتی اقدامی که ابتدا محدود طراحی شده است، ممکن است به زنجیره‌ای از حملات و پاسخ‌ها تبدیل شود و کنترل بحران را دشوار سازد.
هیچ‌یک از این سناریوها را نباید قطعی دانست. وظیفه راهبردی، افزایش احتمال سناریوی کم‌هزینه‌تر و آمادگی برای مدیریت پیامدهای سناریوهای پرخطر است.
۶. الزامات راهبردی ایران؛ آمادگی دفاعی همراه با ابتکار دیپلماتیک
در شرایط کنونی، چند اصل باید در مرکز تصمیم‌گیری قرار گیرد:
۱. حفظ بازدارندگی دفاعی: آمادگی برای دفاع از کشور، حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی و انسجام تصمیم‌گیری امنیتی باید در اولویت باشد.
۲. فعال نگه‌داشتن دیپلماسی: مذاکره نشانه ضعف نیست و قدرت دفاعی نیز به‌تنهایی جایگزین راه‌حل سیاسی نمی‌شود. هر توافق باید متوازن، قابل‌راستی‌آزمایی و مبتنی بر تعهدات متقابل باشد.
۳. استفاده سنجیده از فرصت انتخاباتی: فشارهای سیاسی داخلی آمریکا و اسرائیل می‌تواند فضای مانور ایجاد کند؛ اما نباید فرض کرد که این فشارها حتماً مانع اقدام نظامی خواهند شد.
۴. تقویت تاب‌آوری اقتصادی: کاهش آسیب‌پذیری در برابر تحریم‌ها، حمایت از معیشت مردم و حفاظت از منابع راهبردی، بخشی جدایی‌ناپذیر از امنیت ملی است.
۵. جلوگیری از سوءمحاسبه: حفظ کانال‌های ارتباطی اضطراری، انتقال پیام‌های روشن و ایجاد سازوکارهای منطقه‌ای برای مدیریت حوادث می‌تواند احتمال تبدیل یک بحران محدود به جنگی گسترده را کاهش دهد.
جمع‌بندی؛ قدرت واقعی در تبدیل بازدارندگی به دستاورد سیاسی است
تحولات جاری را باید حاصل برخورد سه عامل دانست: ظرفیت‌های بازدارندگی ایران، ملاحظات سیاسی و اقتصادی آمریکا و اسرائیل، و تلاش بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای مدیریت بحران. انتخابات پیش‌رو ممکن است انگیزه دستیابی به یک دستاورد دیپلماتیک را افزایش دهد؛ اما هم‌زمان می‌تواند زمینه نمایش قدرت و تصمیم‌های پرریسک را نیز فراهم کند. ازاین‌رو، نه خوش‌بینی افراطی به مذاکرات منطقی است و نه قطعی‌دانستن وقوع جنگ. نقطه قوت ایران صرفاً در توانایی تحمیل هزینه به طرف مقابل خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی ترکیب قدرت دفاعی، موقعیت ژئوپلیتیکی،دیپلماسی فعال و تاب‌آوری داخلی برای دستیابی به نتیجه‌ای پایدار معنا پیدا می‌کند. راهبرد مطلوب، آمادگی برای دفاع بدون شتاب‌زدگی، مذاکره بدون اعتماد بی‌محابا و بازدارندگی بدون گرفتارشدن در چرخه تشدید تنش است. در نهایت، موفقیت راهبردی زمانی حاصل می‌شود که ایران بتواند احتمال تحمیل جنگ را کاهش دهد، از منافع ملی خود دفاع کند و ظرفیت‌های قدرت را به توافقی متوازن و امنیتی پایدار تبدیل سازد. در معادله امروز منطقه، پیروزی الزاماً آغاز جنگ نیست؛ گاهی مهم‌ترین پیروزی آن است که با حفظ آمادگی و ابتکار عمل، مانع آغاز جنگ شوید.
سردار سعید شهرابی فراهانی
پژوهشگر و تحلیل‌گر مسائل نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، راهبردی و روابط بین‌الملل با تمرکز تخصصی بر امنیت ملی، ژئوپلیتیک، ژئواستراتژی، تحولات ایران و جهان اسلام، غرب آسیا و خاورمیانه و مطالعه معادلات قدرت، تهدیدات نوین و تحولات امنیتی منطقه. از محورهای مطالعاتی وی می‌توان به جنگ ترکیبی و شناختی، جنگ روایت‌ها، عملیات ادراکی، مطالعات اطلاعاتی و امنیتی، مسائل فلسطین و رژیم صهیونیستی، جبهه مقاومت و راهبردهای قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اشاره کرد. رویکرد وی مبتنی بر پژوهش، تحلیل راهبردی و ارزیابی پیوند میان مؤلفه‌های نظامی، امنیتی، اطلاعاتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی در تحولات معاصر است.
جمع‌بندی:
سردار دکتر سعید شهرابی فراهانی؛ تحلیل‌گر و پژوهشگر راهبردی با تمرکز بر امنیت ملی، مسائل نظامی و اطلاعاتی، ژئوپلیتیک و تحولات ایران، جهان اسلام و غرب آسیا. حوزه‌های تخصصی: امنیت ملی • مطالعات راهبردی • ژئوپلیتیک • روابط بین‌الملل • تحلیل سیاسی و امنیتی • تحولات غرب آسیا • جنگ شناختی و ترکیبی • مطالعات منطقه‌ای • مسائل فلسطین و رژیم صهیونیستی • پژوهش و تحلیل راهبردی
منابع:
presstv.ir | almayadeen.net | arabic.rt.com | bbc.com | theguardian.com | rand.org | chathamhouse.org | carnegieendowment.org | imaro.org | inss.org.il | فارس | بازار ۳۶۰، | دفاع مقدس | برنا

 

برچسب‌ها

بیمه ما
بانک ملی
اقتصاد نوین
موسسه ملل
بانک سینا
توسعه صاردات
بیمه پارسیان
بانک صاردات
بانک توسعه تعاون
بانک ملل

اخبار مرتبط