صدای پول _ حرکت از تامین مالی سنتی و منابعمحور به سمت مدلهای تعهدی و تجارتمحور، به یکی از مسیرهای جدید نظام تامین مالی تبدیل شده است؛ مدلی که در آن اعتبار به جای قرار گرفتن در فضایی جدا از فعالیت اقتصادی، به معامله واقعی، جریان کالا و داده متصل میشود و میتواند ریسک انحراف منابع را کاهش دهد. این موضوع در پنل «اعتبار؛ موتور رشد فروش یا منشا ریسک؟» با حضور مدیران باروک، بانک تجارت و جمعی از خبرنگاران بررسی شد.
به گزاراش خبرنگار صدای پول، کاوه صبایی، مشاور مدیرعامل و مدیر امور سازمان و برنامهریزی راهبری بانک تجارت، در این پنل با تشریح تفاوت میان مدل سنتی و مدلهای جدید تامین مالی گفت: در شیوه کلاسیک، منابع آزاد جامعه توسط بانکها جمعآوری و در قالب تسهیلات در اختیار بخشهای دیگر اقتصاد قرار میگیرد؛ در حالی که این تسهیلات لزوما به جریان واقعی کالا و تجارت متصل نیست و عمدتا بر اساس اعتبارسنجی دریافتکننده پرداخت میشود.
وی افزود: در مدل جدید که میتوان آن را «تامین مالی تعهدی» نامید، نقطه آغاز تامین مالی یک معامله و تعامل تجاری واقعی میان خریدار و فروشنده است. در این ساختار، بانک ابتدا وارد معامله میشود و تعهدات طرفین را گارانتی میکند و در صورت نیاز، تسهیلات در مراحل بعدی پرداخت میشود.
صبایی سه ویژگی را برای این مدل برشمرد که به گفته وی، شانس موفقیت آن را نسبت به شیوه سنتی افزایش میدهد: اتصال مستقیم به جریان تجاری، ارائه متاخر تسهیلات پس از گارانتی تعهدات و اتصال همزمان به سه رکن کالا، داده و پول.
وی تاکید کرد که قرار گرفتن تامین مالی در بستر یک معامله واقعی، ریسک عدم بازگشت یا انحراف منابع را کاهش میدهد؛ چرا که منابع در فضایی مبهم و جدا از فعالیت اقتصادی قرار نمیگیرند.
چرا مدل سنتی دیگر پاسخگو نیست؟
صبایی با اشاره به چرایی گرایش بانکها به تامین مالی تعهدی گفت: ناکارآمدی مدل کلاسیک تنها یک طرف زنجیره را تحت تاثیر قرار نمیدهد و سپردهگذار، دریافتکننده تسهیلات، بانک و حتی نهاد تنظیمگر با دغدغههای این مدل مواجه هستند.
وی توضیح داد: در مدل سنتی، منابع مالی در اختیار متقاضی قرار میگیرد، اما لزوما مشخص نیست این منابع در چه نقطهای از فعالیت اقتصادی و با چه ارتباطی با جریان واقعی تجارت مصرف خواهد شد. به گفته وی، تامین مالی تعهدی تلاش میکند این فاصله را از میان بردارد و اعتبار را به فعالیت اقتصادی واقعی نزدیک کند.
اعتبار باید همزمان با نیاز کسبوکار جریان پیدا کند
محمد مظاهری، رئیس هیات مدیره باروک، نیز با تاکید بر تغییر رویکرد در تامین مالی گفت: در اکوسیستم زنجیره تامین، تولیدکننده و بانک هر یک نقش مشخصی دارند، اما رویکردهای سنتی دیگر کارایی لازم را ندارند.
وی افزود: هوشمندسازی تجارت به معنای شناخت دقیق بازیگران بر اساس رفتار مالی و عملکرد واقعی آنهاست، نه صرفا اتکا به وثایق سنتی. هنگامی که بازیگران مختلف زنجیره روی یک بستر یکپارچه فعالیت کنند، دادههای تجمیعی تصویر دقیقتری از عملکرد آنها ایجاد میکند.
مظاهری ادامه داد: استفاده از سیستمهای رتبهبندی اعتباری بر مبنای دادههای ثبتشده در طول زمان میتواند ریسک جمعی شبکه را کاهش دهد و اعتبارسنجی را به فرآیندی پویا تبدیل کند.
وی با اشاره به شرایط تورمی اقتصاد ایران، یکی از مسائل اصلی تولیدکنندگان و توزیعکنندگان را ایجاد «جریان روان سرمایه» دانست و گفت: سرمایه در گردش باید در لحظه وقوع معامله در دسترس باشد.
رئیس هیات مدیره باروک افزود: تسهیلات سنتی که عمدتا منابعمحور هستند، همیشه با نیاز واقعی تولیدکننده هماهنگ نیستند؛ چرا که بانک در این مدل با شاخصهایی مانند معدل موجودی سروکار دارد، در حالی که نیاز بنگاه ممکن است در زمان دیگری شکل بگیرد.
به گفته مظاهری، مدل تجارتمحور از نقطه وقوع تجارت آغاز میشود؛ جایی که نیاز به سرمایه در گردش مشخص است و میتوان آن را با دقت بیشتری پیشبینی کرد.
وی همچنین به نشانههایی از تغییر رویکرد در نظام بانکی اشاره کرد و گفت: اخیرا در بانک ملت نیز فاصله گرفتن از رویکرد صرفا منابعمحور و حرکت به سمت مدلهای جدید قیمتگذاری و ارائه اعتبار مشاهده شده است.
داده، حلقه گمشده تامین مالی زنجیرهای
رضا جمیلی، مدیر توسعه زیستبوم نخل من، نیز با اشاره به ضرورت شکلگیری سرویسهای نوین مالی گفت: سالها دغدغههای حوزه مالی در مرحلهای ابتدایی باقی مانده بود، اما امروز نیاز به سرویسهایی که بتوانند همه اجزای یک زنجیره را به شکل یکپارچه مشاهده کنند، بیش از گذشته احساس میشود.
وی افزود: تامین مالی زنجیره تامین موضوع تازهای نیست و سالهاست بخشهای دولتی و خصوصی به دنبال تحقق آن هستند، اما بسیاری از این تلاشها به دلیل نبود نگاه یکپارچه، به نتایج کامل نرسیدهاند.
جمیلی تاکید کرد: موفقیت تامین مالی زنجیرهای به دسترسی به دادههای دقیق کسبوکار وابسته است. اگر اطلاعات فروش، لجستیک و عملکرد کسبوکارهای پاییندست زنجیره شفاف نباشد، امکان تامین مالی دقیق نیز از بین میرود.
وی گفت: پلتفرمهایی مانند باروک تلاش میکنند اعتبار را متناسب با دادههای واقعی کسبوکار توزیع کنند و میان کسبوکارهای خرد، وندورها، تامینکنندگان و شرکتهای توزیع، منافع مشترک ایجاد کنند.
جمیلی با اشاره به نقش داده در این مدل گفت: زمانی که یک پلتفرم بر دادههای واقعی مرچنتها تکیه کند، میتواند خدمات بهتری به وندورها ارائه دهد و اعتبار را مستقیما به «معامله واقعی» متصل کند.
دو نقش پلتفرمهای نوین در زنجیره ارزش
آرش لرستانی، مدیرعامل باروک، نیز با تشریح ساختار زنجیره تامین گفت: این زنجیره از تامینکنندگان آغاز میشود، به شرکتهای پخش میرسد و در نهایت با خریداران تکمیل میشود؛ بنابراین هر یک از این اجزا در ارتباط با دیگری معنا پیدا میکند.
وی گفت: موسسات مالی با تزریق اعتبار، تقاضا را در بازار ایجاد میکنند و به حرکت زنجیره کمک میکنند؛ با این حال، حوزه تامین مالی طی ۲۰ سال گذشته چندان فناوریمحور نبوده است.
لرستانی دو نقش کلیدی برای پلتفرمهای نوین تامین مالی برشمرد: نخست، تسهیل جریان فیزیکی کالا و ایجاد فراگیری مالی و دوم، مدیریت هوشمند جریان اعتبار و سرمایه در گردش.
وی تاکید کرد: برخلاف مدلهای قدیمی، پلتفرمهای جدید میتوانند با استفاده از داده، بازیگران زنجیره را در یک راستا قرار دهند و چرخش کالا و نقدینگی را در کل زنجیره مدیریت کنند.
مدیرعامل باروک با تاکید بر اینکه هدف این مدل ایجاد بدهی برای کشور نیست، گفت: ما دنبال ایجاد بدهی برای کشور نیستیم، دنبال مقروض کردن کشور نیستیم؛ ما به دنبال ارتقا هستیم.
دیجیتالی شدن تجارت در برابر شکاف تامین مالی
مظاهری در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به گزارشهای نهادهای بینالمللی از جمله بانک توسعه آسیایی، گفت: طبق برآورد مطرحشده، شکاف تامین مالی در جهان تا سال ۲۰۲۵ به حدود ۲.۵ تریلیون دلار میرسد.
وی یکی از دلایل اصلی این شکاف را طولانی و زمانبر بودن فرآیندهای تامین اعتبار دانست و گفت: دیجیتالی کردن تجارت میتواند یکی از راهکارهای پر کردن این فاصله باشد.
رئیس هیات مدیره باروک همچنین بر اهمیت «تامین مالی لنگری»anchor financing تاکید کرد و آن را مدلی دانست که نمونههای موفقی از آن در ایالات متحده وجود دارد و میتواند برای پاسخگویی به نیازهای فوری زنجیره تامین مورد استفاده قرار گیرد.
برآیند مباحث مطرحشده در این پنل آن است که تامین مالی در حال حرکت از یک مدل صرفا «منابعمحور» به سمت الگویی است که در آن معامله، داده، کالا و اعتبار در یک زنجیره به هم متصل میشوند؛ تغییری که هدف آن، رساندن سرمایه به نقطه واقعی نیاز و مدیریت هوشمندتر جریان اعتبار در اقتصاد است.
نسیبه نجفی

















