|
سرخط اخبار:

.

.

۱۴۰۵-۰۵-۰۵

از پرداخت وام تا هدایت زنجیره تولید

بانک توسعه تعاون در مسیر تامین مالی هوشمند

IMG_3402

 

اختصاصی/
بانک توسعه تعاون حالا در نقطه‌ای ایستاده که مسئله فقط پرداخت تسهیلات نیست؛ مسئله، رساندن پول به جایی است که تولید در آن اتفاق می‌افتد.
به گزارش خبرنگار صدای پول، نقدینگی باید راه بیفتد؛ از تامین‌کننده مواد اولیه به تولیدکننده برسد، از تولیدکننده به توزیع‌کننده و از آنجا به بازار. اگر این زنجیره جایی گیر کند، تولید هم می‌ایستد. کارخانه می‌تواند دستگاه و نیروی انسانی داشته باشد، سفارش هم داشته باشد؛ اما اگر سرمایه در گردش نباشد، همه اینها روی کاغذ می‌ماند.
اینجاست که تامین مالی زنجیره‌ای (Supply Chain Finance) وارد میدان می‌شود؛ روشی که نگاه نظام مالی را از «یک بنگاه» برمی‌دارد و روی «یک زنجیره» می‌گذارد.
بانک توسعه تعاون، به‌عنوان بانک توسعه‌ای و تخصصی در حوزه تعاون، حرکت به سمت ابزارهای نوین تامین مالی را دنبال می‌کند؛ از تامین مالی زنجیره‌ای و اوراق گام گرفته تا تامین مالی طرف تقاضا و مدل‌های مرتبط با زنجیره تولید و کشاورزی. هدف، دسترسی هدفمندتر بنگاه‌های کوچک و متوسط و تعاونی‌ها به منابع مالی است.
این فقط تغییر یک ابزار مالی نیست؛ تغییر یک نگاه است.
پول هست؛ اما باید درست حرکت کند
اقتصاد همیشه با کمبود پول مشکل ندارد؛ گاهی مشکل این است که پول درست حرکت نمی‌کند.
یک تولیدکننده برای خرید مواد اولیه پول می‌خواهد، تامین‌کننده منتظر دریافت طلب خود است و توزیع‌کننده باید کالا را بخرد و به بازار برساند. همه به نقدینگی نیاز دارند، اما نه در یک زمان و نه به یک شکل.
در مدل سنتی، هر حلقه جداگانه سراغ بانک می‌رود؛ تسهیلات می‌گیرد، وثیقه می‌گذارد و منتظر منابع می‌ماند. اما اقتصاد واقعی جدا از هم کار نمی‌کند. تولیدکننده به تامین‌کننده وابسته است، تامین‌کننده به خریدار و خریدار به بازار.
تامین مالی زنجیره‌ای از همین‌جا شروع می‌شود: چرا باید هر حلقه را جداگانه تامین مالی کرد، وقتی همه آنها به یک زنجیره تعلق دارند؟
در این مدل، اعتبار به جریان واقعی کالا و خدمات نزدیک می‌شود؛ به فاکتور، قرارداد، سفارش خرید یا مطالبات تجاری. بانک دیگر فقط نمی‌پرسد «به چه کسی وام بدهم؟» بلکه می‌پرسد «این پول در کدام زنجیره قرار می‌گیرد و چه چیزی را به حرکت درمی‌آورد؟»
نتیجه، تامین مالی شفاف‌تر، نظارت‌پذیرتر و کم‌انحراف‌تر است؛ پول به جای متوقف ماندن در یک بنگاه، در امتداد زنجیره تولید حرکت می‌کند.
تجربه جهان؛ وقتی زنجیره، پشتوانه اعتبار می‌شود
این تغییر فقط مختص ایران نیست.
در اقتصادهای مختلف جهان، بنگاه‌های کوچک و متوسط اغلب با یک مشکل مشترک روبه‌رو هستند: تولید و بازار دارند، اما سرمایه در گردش کافی ندارند. بنگاه کوچک ممکن است وثیقه کافی نداشته باشد، اما در زنجیره تامین یک شرکت معتبر قرار گرفته باشد و طلب قطعی از یک خریدار قابل اعتماد داشته باشد.
اینجاست که SCF یک امکان تازه ایجاد می‌کند: به جای نگاه صرف به دارایی‌های بنگاه، جایگاه آن در زنجیره نیز دیده می‌شود.
در آمریکا و برخی اقتصادهای پیشرفته، ابزارهایی مانند فاکتورینگ و تامین مالی تامین‌کنندگان در کنار تسهیلات بانکی برای مدیریت سرمایه در گردش استفاده می‌شوند. در چین نیز پلتفرم‌های دیجیتال و داده‌های تجاری به تامین مالی بنگاه‌های کوچک‌تر از مسیر زنجیره‌های بزرگ تولید و تجارت کمک کرده‌اند. در اروپا نیز این ابزارها در کنار سیاست‌های حمایت از SMEها و تقویت تاب‌آوری زنجیره‌های تامین توسعه یافته‌اند.
هدف در همه این تجربه‌ها یکی است: کوتاه‌تر کردن فاصله میان معامله و تامین مالی؛ یعنی پول زودتر به جایی برسد که تولید به آن نیاز دارد.
تعاون؛ جایی که زنجیره از قبل وجود دارد
برای بخش تعاون، تامین مالی زنجیره‌ای می‌تواند فراتر از یک ابزار مالی باشد.
تعاونی‌ها ذاتا با مفهوم زنجیره بیگانه نیستند؛ تولیدکننده، عضو، تامین‌کننده، مصرف‌کننده و بازار در بسیاری از فعالیت‌های تعاونی به یکدیگر متصل‌اند. مسئله این است که این اتصال اقتصادی همیشه به یک اتصال مالی تبدیل نشده است.
SCF می‌تواند این فاصله را کمتر کند؛ به‌گونه‌ای که تامین مالی از خرید مواد اولیه تا تولید، فرآوری، توزیع و فروش همراه زنجیره حرکت کند.
این نگاه برای بنگاه‌های کوچک و متوسط مهم است و برای تعاونی‌ها مهم‌تر؛ زیرا بسیاری از آنها نه به دلیل نداشتن ظرفیت، بلکه به دلیل دشواری دسترسی به منابع مالی، از رشد بازمی‌مانند.
کشاورزی؛ زنجیره‌ای که پول در آن دیر می‌رسد
کشاورزی شاید یکی از روشن‌ترین میدان‌های اجرای این مدل باشد.

کشاورز امروز هزینه می‌کند و ماه‌ها بعد درآمدش را دریافت می‌کند. بذر، کود، نهاده و هزینه تولید باید امروز پرداخت شود، اما درآمد پس از برداشت، فرآوری و فروش به دست می‌آید.
اینجا کشاورزی قراردادی می‌تواند یک حلقه مهم باشد. وقتی تولیدکننده و خریدار از ابتدا در یک چارچوب مشخص قرار می‌گیرند، تامین مالی نیز می‌تواند به این رابطه اقتصادی متصل شود.
تولیدکننده بداند محصولش بازار دارد، خریدار بداند محصول مورد نیازش تامین می‌شود و بانک هم بداند منابعش در کدام مسیر حرکت می‌کند.
سه طرف یک زنجیره.
وقتی این زنجیره درست کار کند، تولیدکننده کمتر گرفتار نقدینگی می‌شود، خریدار با اطمینان بیشتری برنامه‌ریزی می‌کند و منابع بانکی هدفمندتر به بخش واقعی اقتصاد می‌رسد.
بانک توسعه تعاون؛ عبور از یک تسهیلات به یک زنجیره
اینجاست که نقش بانک توسعه تعاون پررنگ‌تر می‌شود.
بانکی که ماموریت آن حمایت از بخش تعاون است، برای پاسخ به نیازهای متنوع تعاونی‌ها و بنگاه‌های کوچک و متوسط، نمی‌تواند تنها به یک ابزار متکی باشد. مسیر پیش‌رو، ترکیبی از تسهیلات متعارف و ابزارهای نوین تامین مالی است؛ مسیری که در آن منابع مالی باید متناسب با ماهیت فعالیت اقتصادی و نیاز واقعی زنجیره تخصیص پیدا کند.
در این چارچوب، ابزارهایی مانند اوراق گام، تامین مالی زنجیره‌ای و تامین مالی طرف تقاضا می‌توانند منابع را از یک بنگاه منفرد فراتر ببرند و در امتداد زنجیره تامین به حرکت درآورند.
اوراق گام می‌تواند به بنگاه‌ها کمک کند تا اعتبار شکل‌گرفته در روابط تجاری را در زنجیره تولید به گردش درآورند و بخشی از فشار سرمایه در گردش را مدیریت کنند. تامین مالی زنجیره‌ای نیز با نزدیک کردن اعتبار به جریان واقعی معاملات، ظرفیت آن را دارد که تامین مالی را از یک فرایند منفرد به یک سازوکار پیوسته در زنجیره تولید تبدیل کند.
از سوی دیگر، توجه به تامین مالی طرف تقاضا و مدل‌های مرتبط با کشاورزی قراردادی می‌تواند حلقه دیگری از این زنجیره را تکمیل کند؛ یعنی منابع مالی نه فقط در نقطه تولید، بلکه در امتداد مسیر تولید تا بازار جریان پیدا کند.
این همان نقطه‌ای است که نقش یک بانک توسعه‌ای معنا پیدا می‌کند: شناخت مسئله، طراحی ابزار و رساندن منابع به جایی که بیشترین اثر را بر تولید و اشتغال دارد.
پایان تسهیلات سنتی؟ نه؛ پایان نگاه سنتی
تامین مالی زنجیره‌ای قرار نیست تسهیلات سنتی را حذف کند. هنوز پروژه‌ها و بنگاه‌هایی هستند که به وام مستقیم نیاز دارند.
اما اقتصاد امروز به هم پیوسته‌تر از آن است که هر بنگاه را جدا از زنجیره‌اش ببینیم.
اگر تامین‌کننده پول نداشته باشد، تولیدکننده می‌ایستد؛ اگر تولیدکننده بایستد، توزیع‌کننده چیزی برای فروش ندارد و اگر توزیع متوقف شود، بازار هم آسیب می‌بیند.
پس مسئله فقط یک بنگاه نیست.
زنجیره است.
و تامین مالی هم باید زنجیره‌ای شود.
در این مدل، پول فقط پرداخت نمی‌شود؛ حرکت می‌کند. از تامین‌کننده به تولیدکننده، از تولیدکننده به بازار و از یک حلقه به حلقه دیگر.
شاید معنای واقعی گذار از بانکداری سنتی همین باشد؛ نه حذف تسهیلات، بلکه پیدا کردن راهی هوشمندتر برای رساندن منابع مالی به جایی که اقتصاد به آن نیاز دارد.
به زنجیره تولید.
و در این مسیر، بانک توسعه تعاون می‌تواند یکی از بازیگران اصلی این تغییر باشد؛ بانکی که ماموریتش فقط تامین پول برای یک بنگاه نیست، بلکه کمک به ساختن زنجیره‌ای است که در آن، تولیدکننده، تعاونی و بنگاه کوچک و متوسط بتوانند از تامین مالی مطمئن‌تر و هوشمندانه‌تر بهره ببرند.
در نهایت، آینده تامین مالی شاید نه در پرسش «به چه کسی وام بدهیم؟»، بلکه در پاسخ به این پرسش خلاصه شود:
چگونه منابع مالی را در مسیر درست به حرکت درآوریم؟
و پاسخ، بیش از هر زمان دیگری، در زنجیره است.

گزارشگر؛ نسیبه نجفی

برچسب‌ها

بانک ملی
اقتصاد نوین
موسسه ملل
بانک سینا
توسعه صاردات
بیمه پارسیان
بانک صاردات
بانک توسعه تعاون
بانک ملل
بانک سینا

اخبار مرتبط