باز هم تصمیمی نو، از همانها که بوی کهنگی میدهد.
این بار گفتهاند سفر را باید گرانتر کرد تا صندوقهای ورشکسته، نفسی تازه کنند. بیمهٔ رانندگان تاکسیهای اینترنتی را نه از جیب دولت، که از جیب مسافر و راننده باید داد. چه شگفت! گویی عدالت در این سرزمین یعنی تقسیم رنج میان بیپناهترینها.
چهار درصد از هر سفر را خواهند برید و روانهٔ حساب سازمان تأمین اجتماعی خواهند کرد؛ سازمانی که دیگر کمتر کسی باور دارد تأمینکننده باشد، و بیشتر یادگار انباشتهای از بدهی و مدیران نشسته بر صندلیهای نرم است. راننده اگر بیمه دارد، باید دوباره بپردازد؛ اگر ندارد، باز هم باید بدهد. و آن بالا، صندوقهایی هستند که بیصدا قورت میدهند و هیچ برنمیگردانند.
میگویند این طرح برای «حمایت از رانندگان» است. باری، در این دیار هرگاه گفتند حمایتی در کار است، باید منتظر قبضی تازه بود. همانگونه که گفتند اینترنت ملی برای استقلال است و نتیجهاش شد کندی و قطعی و دیوار.
رانندهای که از صبح تا شب پشت فرمان جان میکند، حالا باید «کارگاه دوم» باشد تا حق بیمهٔ مضاعف بدهد؛ بازنشستهای هم اگر گوشهای نان بخواهد درآورد، مستمریاش را قطع میکنند. و اینچنین، چرخ عدالت را روغن میزنند با عرق کارگر و کرایهٔ مسافر.
اقتصاد دیجیتال؟ آری، اما با عطر نفت و بوی پروندههای خاکخورده. و ما ماندهایم در صف تاکسی، حیران اینکه نوبت بعدی را باید با کارت بدهیم یا با خون دل.
نویسنده : اصغر قاسمی

















