بررسیهای انجام شده نشان میدهد که در سوابق کاریِ ایشان، چالشهایی در حوزههای اجرایی، انضباطی و … وجود داشته که باعث ایجاد پرسشهای جدی در بدنه کارشناسی شده است. مهمترین و اساسیترین پرسش این است که در فرآیند «استعلامِ صلاحیت» و «گزینش»، چگونه سوابقِ عملکردیِ وی در پروژههای پیشین نادیده گرفته شده است؟
همچنین، در حالی که انتظار میرود مدیریتهای کلان برای صیانت از بیتالمال، حساسیتِ بالایی نسبت به سوابق افراد داشته باشند، حضور ایشان در این سمت، شائبههایی را درباره دقتِ فرآیندِ نظارتی در هلدینگ تاپیکو ایجاد کرده است.
بدنه متخصصِ صنعتِ پتروشیمی، خواستار پاسخگوییِ شفاف درباره این انتصاب بوده و معتقد است این انتصاب نه تنها توهین به نیروهای نخبه و باسابقه این صنعت است، بلکه میتواند سرآغازِ یک فاجعه مدیریتی در شرکت کربن ایران باشد.
تا زمانی که این انتصابِ ابهامبرانگیز لغو نشود، جامعه کارشناسیِ این صنعت، چشمانتظارِ شفافسازیِ نهادهای ناظر و بازرسی است. حال پرسش این است که آیا اعتبارِ شستا و تاپیکو بازیچه و قربانیِ لابیها و انتصاباتِ سفارشی شده است؟

















