تیتر خبرهای روز :

تبلیغات

یادداشت

کد خبر : 32581 تاریخ انتشار : ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۸

 

 

آیا ایران توان اداره اقتصاد خود را در سال ۹۸ دارد؟ قیمت ارز در ماههای پیش رو به کدام سو تمایل پیدا خواهد کرد؟

به گزارش پایگاه خبری صدای پول، گمانه های مختلفی وجود دارد که بر اساس گرایش سیاسی افراد مطرح می شود.موافقان گزینه مقاومت در برابر آمریکا طیف وسیعی از نظام دولت و مجلس را شامل می شوند اعتقاد دارند که می توان اقتصاد را بدون تسلیم شدن در برابر شروط غرب،اداره کرد اما در مقابل طیف اقلیتی از اصلاح طلبان و و مجموعه نیروهای مخالف اعتقاد دارند که ایران برای اداره اقتصاد خود چاره جز نشستن بر سر میز مذاکره ندارد.به تعبیر آن ها ایران چنان آسیب پذیر است که امکان اداره مستقل اقتصاد خود تحت فشارهای خارجی را ندارد.

گفتمانی که آرامش را به بازار ارز تزریق کرد

از زمان غلبه گفتمان مقاومت در برابر خواسته های زیاده خواهانه آمریکا در ادبیات دولت و تعیین ضرب الاجل،همچنین در کنار تحولات میدانی درگیری های نظامی در منطقه از جمله هدف قرار گرفتن تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی،شرایطی را رقم زد که آمریکا پس از ماهها ادبیات تهاجمی و جنگ طلبانه در لاک دفاعی فرو رفته و به طور ملموسی از میزان ادبیات جنگ طلبانه آن کاسته شده است.اما نکته مهم برای ایران این است که این تاثیر از ادبیات به رفتارهای تحریمی آمریکا سرایت کند.

در فاز اول با تغییر ادبیات جنگ طلبانه آمریکا،نخستین نشانه های افول ارز بروز کرد.در واقع حبابی که ناشی از احتمال برخورد نظامی میان ایران و آمریکا بود،با منتفی شدن کامل حمله آمریکا به ایران،در حال خالی شدن از بازار ارز است،اما بخشی از این حباب سیاسی مربوط به احتمال فرسایشی شدن تحریم هاست که فعلا در بازار باقی می ماند.

استراتژی”جنگ نخواهد شد،مذاکره نمی کنیم”در حال حاضر به کرسی نشسته است و تبدیل به گفتمان کارآمدی شده است که همه ی نیروهای سیاسی ایران گرد آن وحدت کرده اند.در واقع این استراتژی کارآمدترین و ممکن ترین استراتژی است که امکان تحقق دارد.اما آیا ایران به جز وحدت،توان لازم برای پیشبرد این استراتژی را دارد؟

در چند روز باقی مانده از ضرب الاجل ایران،دو اتفاق امکان تحقق دارد،یا اروپا واقعا می خواهد و می تواند برای بقای برجام کاری بکند و یا نمی تواند.در  صورت نخست که احتمال تحقق آن کمتر است،با اولین نشانه های توانستن اروپا بخش مهمی از حباب سیاسی ارز خالی شده و قیمت دلار  بلافاصله به زیر ۱۰ هزار تومان و حدود هفت هزار تومان میل می کند.

اما در صورت نتوانستن اروپا و آغاز غنی سازی،شرایط کمی متفاوت می شود و اصلاح قیمت ارز روند محتاطانه ای در پیش خواهد گرفت.

اگر ایران به افزایش سطح غنی سازی دست بزند،چه اتفاقی رخ می دهد؟

اول این که هیاهوی سیاسی و رسانه ای از سوی آمریکا و غرب بسیار شدید خواهد بود.این هیاهو ممکن است در بعد تبلیغاتی اثر افزایشی بر بازار ارز بگذارد که نیاز به مدیریت مدبرانه بانک مرکزی دارد،اما تجربه های پیشین نشان داده است که در صورتی که ایران بتواند بازگشت به غنی سازی را با مهارت و تدبیر انجام دهد و تبعات و هزینه های این اقدام را به درستی مدیریت کند،اتفاقی مهم و تاریخی در قیمت ارز رخ خواهد داد و آن تقویت تجربه ای مهم و تاریخی در بازار ارز نسبت به اقتدار حاکمیتی است.در صورت تقویت این گزاره رد بازار ارز،اتفاقی که رخ خواهد داد این است که دیگر بازار ارز به سادگی در مقابل تحولات سیاسی دچار نوسان نخواهد شد.به عبارت دیگر سیاهی لشکر این بازار که مردم عادی هستند می آموزند که تحت تاثیر هر نوسان سیاسی نباید اندوخته های خود را به این بازار بیاورند و برای سرمایه گذاری، بازارهای دیگری را انتخاب خواهند کرد.

اوضاع درآمدزایی دولت پس از افزایش غنی سازی چه خواهد شد؟

در چنین شرایطی، در بعد درآمد زایی دولت هم ارز،دلیل محکمی برای افزایش نخواهد داشت.

بر فرض به ثمر نرسیدن تلاش اروپا برای برجام و خروج ایران از برجام،ایران مجبور خواهد شد نفت خود را در بازارهای خاکستری عرضه کند و با تخفیف های قابل توجه،مشتری های فراوانی را برای خود دست و پا کند.علاوه بر اینکه چین و برخی از کشورها به صورت رسمی به خرید نفت خود از ایران ادامه خواهند داد.

بازار نفت،ترکیب طماع و سودجویانه ای دارد و در صورت ارائه محصولی با قیمت های مناسب،بعید نیست که خود مصرف کنندگان آمریکایی نیز در بازار خاکستری از ایران نفت بخرند. آنچه که در اینجا حائز اهمیت است این است که وقوع این فشارها به ایران،منطقه را دستخوش فشارهایی می کند که روی قیمت نفت تاثیر مستقیم دارند.

به طور مثال وقوع انفجار و انهدام کشتی های نفت کش در امارات،سیگنال مهمی را به بازار نفت داده است.فارغ از این که کدام نیرو یا کشور در پس این انفجارهاست(برخی تحلیلگران گمانه زنی ها حاکی از دست داشتن کشورهای عربی یا اسراییل در خرابکاری اخیر برای متهم کردن مخالفان خود در منطقه را مطرح می کنند)،وقوع این ناامنی ها،تاثیر مستقیمی بر افزایش قیمت نفت دارد.

علاوه بر این تهدید پوشالی آمریکا در احتمال وقوع جنگ،خواهی نخواهی گیرنده های بازار نفت را حساس می کند.تا زمانی که این بحران فروکش نکند،نفت ۱۰۰ دلاری،غیر ممکن نخواهد بود،کما این که درچند روز گذشته رسیدن قیمت نفت به ۷۳ دلار این تمایل را نشان می دهد.

به خصوص که این را در نظر داشته باشیم با خروج ایران از برجام و آغاز غنی سازی بدون محدودیت،بعد تبلیغاتی غرب علیه ایران و بر عکس از سوی ایران علیه غرب شدت بیشتری خواهد گرفت و تاثیرات مستقیم و غیر مستقیمی را بر قیمت نفت بر جا خواهد گذاشت. ایران پیش از این در زمان دولت نهم نیز این شیوه را آزموده است و توانسته قیمت نفت را به سمت مطلوب خود هدایت کند.

بنابراین افزایش قیمت نفت محلی است که می تواند تخفیف های ایران در بازارهای خاکستری را جبران کند.اما برخی اعتقاد دارند که ایران برای دریافت پول ناشی از فروش نفت با مشکل مواجه می شود.پاسخ این است که در این صورت ایران علاوه بر واردات چمدانی دلار که در حال حاضر هم نسبت به آن مبادرت می کند،می تواند با واردات کالا و تامین نیازهای صنعتی و مصرفی،مشکلات خود را تا حدی مرتفع کند.

ظرفیت های غیر نفتی مهم دولت در درآمدزایی

نکته مهم بعدی این است که نگاهی به روند درآمدهای بودجه ای ایران در سال های گذشته حاکی از رشد قابل توجه درآمدهای مالیاتی است.در حال حاضر دولت درآمدهای قابل توجهی از این بخش به دست می آورد و مهم ترین تکیه گاه دولت در بخش درآمدی پس از نفت است. نکته آخر اینکه ایران توان فعال سازی ظرفیت های داخلی اقتصاد خود را دارد.ایران در سال های اخیر سرمایه گذاری مهمی را در بخش تولیدات کشاورزی گلخانه ای پرورش ماهی و…انجام داده است.هدف این سرمایه گذاری ها علاوه بر اشتغالزایی خلق پول و دارایی ملی است.

علاوه بر این اگر چه در بعد تبلیغاتی ایران چندان بر این موضوع تاکید نمی کند اما در سال های اخیر سرمایه گذاری های مهمی در بخش تجهیزات گازی خود انجام داده است به گونه ای که در پارس جنوبی ایران توانسته است از قطر هم در برداشت از میادین مشترک سبقت بگیرد.

باید این را در نظر داشت که ایران دارای دومین ذخایر گاز جهان است و گاز ایران برای کشورهایی مثل عراق و ترکیه به هیچ عنوان جایگزین ندارد و در بهترین حالت جایگزین های بسیار گرانتری دارد که مقرون به صرفه نیست.علاوه بر این که کشورهایی مثل پاکستان هم تلاش دارند تا به صف خریداران گاز ایران بپیوندند و در این زمینه در حال رایزنی با آمریکا هستند.

با این وجود این چشم انداز دور نیست که ایران بتواند با اتکای به درآمدهای گازی در کنار سایر درآمدهای خود در بخش های معدنی و …،از وضعیت درآمدی با ثبات و قابل تحملی برخودار شود و بتواند با ضریب اطمینان بیشتری،نیازهای درآمدی خود را تامین کند.

اصغر قاسمی

تحلیلگر اقتصادی و روزنامه نگار

Twitter Google+ Facebook
163 views
نظرات

لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید

نام :
ایمیل :
نظر :

آخرین اخبار
پربازدید ها
مهمترین ها